حسن حسن زاده آملى
9
خود آموز نصاب (كليات نصاب الصبيان) (فارسى)
عين چشم و انف بينى حاجب ابرو شعر موى نقى مغز و « 1 » شحم پيه و اذن « 2 » گوش اطروش كر شارق و شمس و ذكاء و يوح و بيضاء آفتاب * سام و تبر و عسجد و عقيان و عين و نضر « 3 » زر نيك صحبت « 4 » قبلة بوسه مهر كابين خدن دوست * زوج شوى « 5 » و زوجة زن عزهاة سست « 6 » و فحل نر حنطة گندم دخن ارزن خبز نان و لحم گوشت * اصل بيخ و فرع شاخ و بذر تخم و قطف بر « 7 » لجة و داماء و يم و بحر دريا قعر تك « 8 » * فيل پيل و بق پشه ظبى و حمار آهو و خر شنشنة هجير و شيمة ديدن و دأب است خوى « 9 » * غيث باران ثلج برف و ثادنم مبلول تر شط و شاطى عدوة « 10 » جلهة عيقة و ساحل كنار * مزرعة حارة « 11 » كلاته دان و حارث برزگر « 12 » كوة « 13 » روزن دكة دكان غرفة بالا « 14 » سكة كوى « 15 » * سدة درگه درب دروازه است و معبر رهگذر « 16 » مشمش و سمسم چه ؟ زردآلو و كنجد را شمار فاكهى ميوه فروش و مغزلى « 17 » دان دوك گر
--> ( 1 ) مغز استخوان ( 2 ) اذن بضم ذال مشهورتر است و هر دو وجه صحيحست ( 3 ) يعنى در مصرع اول هر پنج لغت بمعنى آفتاب و در دوم هر شش بمعنى زر و طلا است ( 4 ) يعنى مصاحبت و جماع كردن مرد با زن و صحبت عربيست بشهرت تفسير شده ( 5 ) شوهر ( 6 ) يعنى مرديكه از ضعف و پيرى قادر به جماع نباشد و رغبت و ميلى بزنان نداشته باشد ( 7 ) بر بفتح اول و سكون ثانى فارسى است يعنى ميوه ( 8 ) بر وزن شك ته حوض و چاه و دريا و غيره ( 9 ) هر پنج لغت بمعنى خوى است و خوى بضم اول فارسى است كه عادت و خصلت و خلق است ( 10 ) بحركات عين ( 11 ) مزرعه كشت زار در برهان جامع گفته كلاته چو قلاده هر قلعه يا ده كوچك و بعضى گفته اند در سر بلندى باشد و شارح طالقانى گفته كلاته يعنى ده و محله كه خانه هاى آن به يكديگر نزديك باشد و تفسير مزرعه بكلاته مجاز است و لكن در برهان قاطع گفته كه بعضى يكى از معانى كلاته را مزرعه كوچك گفته اند پس بنابراين وجه مجاز نيست ( 12 ) بر وزن طرز بمعنى كشت نمودن و زراعت و كشاورزى باشد و گر با گاف فارسى براى نسبت است ( 13 ) بفتح و ضم كاف هر دو وجه صحيحست ( 14 ) بالا خانه از جهة ضرورت شعرى بمطلق بالا ترجمه شده ( 15 ) يعنى كوچه ( 16 ) در بعضى نسخ اين بيت چنين است كوه روزن غرفه بالا خانه سده پيشگاه سكه كوچه درب دروازه است و معبر رهگذر ( 17 ) مغزلى و مغزلى نيز صحيح است .